کاش در دین کسی عشق خدایی می کرد
یا در بتکده ای عشق ستایش می شد
کاش در هر وطنی عشق حکومت می کرد
یا در بی وطنی عشق جهانی می ساخت
کاش در دل تیمور عشق بهایی می داشت
یا در حمله چنگیز عشق سپاهی می ساخت
کاش در سفره هفت سین کسی عشق شناور می شد
یا در غرقه دریا عشق شناگر می شد
کاش در ذهن همه عشق لبالب می شد
یا در پرتو هستی نبودش یه معما می شد
کاش در عرصه شعر , عشق یه شاعر می شد
یا در پهنه عشق شعر برابر می شد
کاش واحد اندازه زنی عشق می بود
یا در واحد شهر مرد به اندازه زن عشق می کرد
کاش در چهره گل عشق نمایان می شد
یا در دکه گل پول به عشق می دادیم
کاش در لحظه من از عشق پرم می کردند
تا در دفتر شعر پر از کاغذ عشق می گشتم
62
لحظه ها در پس هم می گذرند پر جوش و خروش
لحظه ها با تب و تاب هر یکی در پس هم
این گران مایه زمان می گذرد از پسمان
من اگر می دانم روزگار در گذر است
و اگر می دانم عمر من می گذرد
یا اگر می دانم وقت من تنگ شده است
باید اذعان کنم
نیک گنهکار شده ام ,
با لباسی از ندامت بر تن
و با سیه پوشی از شقاوت بر دل
از پس حادثه ها می گذرم;
این زمان تاریک است ,
خم آن نازک
و رهش باریک است
راه آن باریک و شمع محفل سوزان ,
نور آن خشمگین
و
راز آن پردود است
آری , آری
گذری دارم از پس این حادثه ها
از سیه رود زمان
از سیه خان جهان ;
با تمامی از وجود
باید اذعان کنم
که دگر وقتی نیست
تا که من توبه کنم
به من تکیه کن ! من تمام هستی ام را دامنی می کنم تا تو سرت را بر آن بنهی !
تمام روحم را آغوشی می سازم تا تو در آن از هراس بیاسایی !
تمام نیرویی را که در دوست داشتن دارم، دستی می کنم تا چهره و گیسویت را نوازش کند!
تمام بودن خود را زانویی می کنم تا بر آن به خواب بروی !
خود را، تمام خود را به تو می سپارم تا هر چه بخواهی از آن بیاشامی، از آن برگیری، هر چه بخواهی از آن بسازی ، هر گونه بخواهی، باشم!
از این لحظه مرا داشته باش!
از: خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟
خدا جوب داد:گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو.ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.
زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد.
رمضان آمد
سلام دوستان ماه رمضان , ماه بندگی , ماه نزول قرآن ,
ماه نگاه لطافت بار خداوند بر بندگان ,
ماه خود سازی و رستن از گناه
فرا رسید
خدا کند که این ماه پر خیر وبرکت را
ارزان از دست ندهیم
ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است.
میگویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» ازاسمای الهی است. این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب های قدر در آن قرار دارد. فضیلت ماه رمضان بسیار زیاد و نامحدود است.
به برخی از حوادث و رویدادهای مهم این ماه اشاره میشود:
وفاتحضرت خدیجه در دهم رمضان سال دهم بعثت.
ولادتولادت امام حسن مجتبی (ع) نیمه رمضان سال دوم هجرت.
جنگ بدر در سال دوم هجرت.
فتح مکه در سال هشتم هجرت.
مراسم عهد اخوت و برادری میان مسلمان، و ایجاد اخوت اسلامی بین پیامبر (ص) وامام علی (ع).
بیعت مردم به ولایتعهدی امام رضا (ع) در سال 201 قمری.
منابع :
دانشنامه رشد
(هدایة الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص 21 )
التماس دعا
![]()
چون آمدنم به من نبد روز نخست
وین رفتن بی مراد عزمی ست درست
بر خیز و میان ببند ای ساقی چست
کاندوه جهان به می فرو خواهم شست
سلام دوستان
بعد از مدتها دوباره فرصت کردم که به کلبه دریاییم دوباره یه سری بزنم
البته این بار تنها نیستم و یکی از دوستان صمیمیم هم با من همکاری میکنه
امیدواریم بتونیم با مطالب جدیدتر نظر شما دوستان با معرفت رو جلب کنیم
صفای شما دوستان با معرفت که هنوز ما رو فراموش نکردید
دوستدار شما : عاشق دریا
چون در گذرم به باده شویید مرا
تلقين ز شراب ناب گویید مرا
خواهید به روز حشر یابید مرا
از خاک در میکده جوييد مرا
سلام دوستان
در سال جدید اتفاقات خوبی برای من افتاده
چه اتفاقی ؟
خوب بالاخره من هم نیمه گمشده زندگیمو پیدا کردم
فعلا مشغول محیا کردن شرایط برای ... هستم
باز هم برمیگردم
دوستدار تمام دوستان با معرفت
عاشق دریا
سال نو مبارک
سال وفال ومال وحال واصل و نسل و تخت و بخت
بادت اندر شهریاری بر قرار و بر دوام
سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش
اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام
حافظ
سلام دوستان ، سال جدید هم اومد همه چیز دوباره رنگ زیبایی و لطافت پیدا کرده
دمه همه اونایی گرم که تو خونه تکونی دلشون ما رو دور ننداختن گرم ، ما هم سعی می کنیم جای زیادی رو نگیریم
چارشنبهسوری
قدمت چارشنبهسوری چقدر است و آیا درست است كه چون در ایران باستان ایام هفته وجود نداشته و زرتشتیان هم این رسم را برگزار نمیكنند، پس سنتی جدید است؟
اسناد نویافته، نظریه نبودن روزهای هفته در ایران باستان را با قاطعیت رد میكند. نخست اینكه شمار هفتگانه روزهای هفته، در زمانهای بسیار دور از اهلههای هفتروزه ماه برگرفته شده و از آنجا كه گاهشماری مهی (قمری) سادهترین و ابتداییترین شكل گاهشماری است و تشخیص اهلههای ماه، آسانترین و سریعترین شیوه درك گذر زمان است؛ بیگمان جوامع بشری از گذشتههای دور و بدون آموختن از یكدیگر، به آن پی برده و از آن بهره گرفتهاند.
دوم اینكه در شاهنامه فردوسی بیشتر از یكصد و بیست بار واژه هفته بكار رفته است. از آنجا كه شاهنامه فردوسی را ترجمان وفادار داستانها و بازگویههای دوران باستان میدانند، بعید است كه استاد بدون اینكه چنین مفهومی در متون مبنا بكار رفته باشد، تا این اندازه از آن بهره برگیرد.
سوم اینكه نگارنده در بررسیهای تقویم آفتابی نقشرستم (كعبه زرتشت) به سازوكار تعبیهشده برای تشخیص چهار هفته شهریور ماه، پی برده كه جزئیات آن در كتاب «بناهای تقویمی و نجومی ایران» باز آمده است.
چهارم اینكه متون مانوی، كاربرد فراگیر و گسترده روزهای هفته را تأیید میكنند. در نوشتارهای مانوی یافتشده در «تورفان» و نیز در «موگتاگ» از روزهای یكشنبه و دوشنبه با نامهای «مهر روز/ خور روز» و «ماه روز» یاد شده و این دو، روزهای روزهداری مانویان دانسته شده است. البته در متون مانوی، همراه با روزهای هفته، از نامهای سیگانه برای روزهای ماه نیز استفاده میشده است و همچنین میدانیم كه روز دوشنبه، روز مقدس و تعطیل مانویان بوده است.
پنجم اینكه متون و منابع كهن چینی نیز كاربرد هفته در ایران باستان و حتی نام روزهای آن را گزارش كردهاند. در یك متن نجومی كهن بودایی كه در سال 759 میلادی از سانسكریت به چینی ترجمه شده و «یانگ چینگ فنگ» در سال 764 میلادی حاشیهای بر آن بازنوشته است؛ از نام روزهای هفته در زبان چینی و معادل آنها با روزهای هفته در فارسی میانه و سغدی یاد كرده است. در این متن، نام ایرانی روزهای هفته كه از یكشنبه آغاز میشوند، بدینگونه بازگو شده است: یوشمبت (روز تعطیل)، دوشمبت، سهشمبت، چرشمبت، پنجشمبت، شششمبت، شمبت. در همان متن، معادل سغدی (در ورارودان/ آسیای میانه) این نامها بدینگونه با مبدأ یكشنبه باز آمده است: مهر روز (خورشید روز)، ماه روز، بهرام روز، تیر روز، اورمزد روز، ناهید روز و جیان روز (كیوان روز). همانگونه كه دیده میشود این نامها از نام هفت اختر سیار آسمان، یعنی خورشید و ماه و پنج ستاره روان (سیاره) شناختهشده آن زمان برگرفته شده است.
به این ترتیب دانسته میآید كه روزهای هفته، همراه با نامهایی ویژه، در گاهشماریهای ایران باستان كاربرد داشته و حتی تعطیلی روز یكشنبه در تقویم میلادی از روز تعطیل ایرانی برگرفته شده است. میدانیم كه نام روز یكشنبه در هر دوی آنها به یك معنا است و Sun day دقیقاً به معنای «خورشید روز» است. اما در دوره ساسانی و همراه با دیگر تحریفهای بیشمار آنان از آیین و فرهنگ ایران باستان، روزهای هفته را نیز از گاهشماری خود حذف میكنند و تنها نام روزهای ماه را بكار میگیرند. البته نامهای سیگانه روزهای ماه، در همه تقویمهای ایرانی بكار میرفته و خاص تقویم ساسانی نبوده است.
اما در باره بخش بعدی پرسش میتوان گفت كه هر چند اسناد كافی از دیرینگی چارشنبه سوری در دست نیست، اما اشارههایی كوتاه كه در تاریخ بخارای نرشخی و نیز در داستان نبرد بهرام چوبینه با پسر ساوهشاه در شاهنامه فردوسی باز آمده است و استاد حتی از واژه چارشنبه نیز بهره برده است، نشاندهنده دیرینگی بسیار آن است. اما بدلیل كمبود منابع نمیتوان قدمت قطعی آنرا مشخص كرد.
برگزار نشدن چارشنبهسوری توسط زرتشتیان نیز دلیل تازگی آن نمیتواند بود. چرا كه همه اقوام و ادیان ایرانی بخشی از فرهنگ باستانی را پاس داشتهاند و بخشی دیگر را فراموش كردهاند. خوشبختانه بتازگی بسیاری از هممیهنان زرتشتی نیز به برگزاری این آیین كهن روی آوردهاند.
بعضی محققان چارشنبه سوری را شكل عوضشده جشن سده یا آتش نوروزی میدانند. آیا این درست است یا دلیل دیگری دارد؟
بررسی آداب و آیینهای مردمی، روشنگر این پرسش است. همه سنتها، ترانهها، باورها و مراسمی كه مردمان نواحی گوناگون در این شب انجام میدهند، با وجود تفاوتهایی كه با یكدیگر دارند، در یك ویژگی با هم همسانند: «راندن ناپاكیها و بدیها». ترانهها و باورهایی كه به بلاگردانی، راندن چشم شور، گرهگشایی، آجیل مشكلگشا، بختگشایی دختران و امثال این میپردازند؛ و همچنین سوزاندن شاخههای خشكیده و علفهای هرز باغها و مزارع در نواحی روستایی، همگی نشان از پیوند این آیین با خانهتكانی، زدودن ناپاكیها و آمادگی برای زایش دوباره گیتی است. در برخی نواحی اروپایی همچون رومانی و بلغارستان نیز در نزدیكهای بهار مراسمی در سوزاندن اشیای غیرلازم برگزار میشود. چارشنبهسوری ارتباطی با سده و آتش نوروزی ندارد و هر كدام آنها، جشن و مناسبت خاص خود را دارند. در بسیاری از نواحی ایران، هر سه جشنِ آتش نامبردهشده برگزار میشود كه نشانه مناسبتهای گوناگون آنها است.
چرا ایرانیان چهارشنبه را نحس میدانستند؟
ایرانیان نه تنها چارشنبه، كه هیچ روز و شبی را به خودی خود نحس و بد یوم نمیدانستند و هنوز هم نمیدانند. در باورهای ایرانی هر روز سال به یكی از ایزدان منتسب است و گرامی داشته میشده است. بویژه روزهای پایانی سال كه زمان بازگشت روان و فروهر درگذشتگان بشمار میآمده و آیینهایی بسیار زیبا و باشكوه در استقبال نمادین آنان برگزار میكردهاند. باورهایی اینچنین، به فرهنگهای وارداتی دیگر وابسته است.
ارتباط مراسم چهارشنبه سوری با آب در چیست و چرا دختران میبایست آب چشمه را بیاورند؟
از یكسو میتوان گفت كه در بسیاری از جشنهای ایرانی، آب و آتش در كنار یكدیگر و مكمل هم هستند. اما از سوی دیگر، از آنجا كه چارشنبهسوری با پاكیزگی پایان سال در پیوند است، حضور آب جنبه كاربردی هم دارد. شكستن كوزههای آب علاوه بر نماد سال پرباران و حاصلخیز، كاركردی بهداشتی نیز دارد. میدانیم كه جنس سفال كوزه آب با سفالهای دیگر متفاوت است. سفالگران، كوزه آب را بگونهای متخلخل برمیساختهاند كه موجب نفوذ اندكی آب به رویه بیرونی، و تبخیر آن موجب خنكی آب درون كوزه شود. روزنههای كوزه در گذر سال انباشته از ذراتی میشده است كه آنرا برای سلامتی مفید نمیدانستهاند، در نتیجه آنرا میشكسته و از كوزه تازه دیگری بهره میبردهاند. اما در باره آوردن آب بدست دختران باید گفت كه این منحصر به چارشنبهسوری نبوده و عموماً بر این باور بودهاند كه مظهر چشمه، خاستگاه آناهید است و تنها دختران اجازه نزدیك شدن به آن را دارند. این باور هنوز هم در بسیاری از روستای ایران روایی دارد.
چرا چارشنبهسوری در سهشنبه برگزار میشود و آیا چهارشنبه درست است یا چارشنبه؟
مبدأ شبانروز یك قرارداد است. در زمانها و نواحی گوناگون، گاه نیمه شب، گاه هنگام برآمدن خورشید، گاه هنگام نیمروز و گاه هنگام فروشدن خورشید را مبدأ و آغاز شبانروز میگرفتهاند. اینگونه رسوم هنوز هم در برخی نقاط ایران متداول است و برای نمونه در تاجیكستان و آسیای میانه همواره آغاز سال نو را از هنگام غروب خورشید در آخرین روز سال برمیشمارند و جشن میآرایند. برگزاری چارشنبهسوری در سهشنبه شب به روزگاری مربوط میشود كه هنگام فروشدن خورشید، آغاز شبانروز و آغاز چارشنبه دانسته میشده است. امروزه نیز این باور همچنان پایدار مانده است و مثلاً وقتی از «شب جمعه» سخن میرانند، در واقع «پنجشنبه شب» را در نظر دارند. اما در باره پرسش دیگر میتوان گفت كه امروز هر دو گونه این واژگان در متون ادبیات فارسی بكار رفته و هیچكدام اشتباه نیستند. در شاهنامه فردوسی و بسیاری از متون منظوم به شكل چارشنبه بكار رفته و در تداول عموم نیز همینگونه بر زبان میآید. البته این جشن با نامهای دیگری نیز تداول دارد.
آیا پریدن از روی آتش عمل توهینآمیز به آتش نیست؟
آداب و رسوم مردمان، گوناگون است و ممكن است هر باوری از دید دیگران عملی نادرست دانسته شود. در نتیجه هنگامی میتوان كاری را توهینآمیز خواند كه مجری آن آهنگ توهین داشته باشد. هممیهنان ما هیچكدام از اینكار، چنین قصدی را ندارند و پریدن از روی آتش، بگونهای نمادین برای زدودن و سوزاندن بدیهای هر شخص انجام میشود و مردمان خواستهاند تا با اینكار، آتش به آنان پاكی و تازگی هدیه كند. اما آنچه به گمان من نادرستتر است، كارهای ناهنجاری است كه امروزه متداول شده و عملاً چارشنبهسوری را به شب تباهی و آلودگی شهرها كشانده است. آیینی كه نیاكان ما برای پاكیزگی زیستبوم خود انجام میدادهاند، ما همان كار را برای تباهی و آلودگی آن انجام میدهیم. بویژه كه اخیراً كسانی كوشش كردهاند تا با توزیع مواد منفجره و ترغیب غیرمستقیم كودكان و نوجوانان به استفاده فراگیر از آن، آسیبی جدی به این جشن كهن و شادیبخش ایرانی وارد كنند. از سوی دیگر میدانیم كه در رادیو و تلویزیون ایران، نام چارشنبهسوری، یك نام شرمآور و اسباب خجالت دانسته میشود و هرگز از آن استفاده نمیكنند در حالیكه خرافیترین و ناهنجارترین آداب دیگر و مبتذلترین برنامهها را به فراوانی تبلیغ میكنند و اندیشه پاك كودكان میهن را به تباهی میكشند.
آیا چارشنبهسوری در مناطق دیگر ایرانیتبار هم برگزار میشود؟
از سوی باختر، در بخشی از كردستان كه در بیرون از ایران امروزی واقع است؛ و در سوی خاور، در استان سینكیانگ چین و سرزمینهای ایرانیتبارِ یاركند، تاشقورغان و كاشغر با تفاوتهایی برگزار می شود. در تاشقورغان این جشن در سومین روز سال نو برگزار میشود و ضمن آتشافروزی و پریدن از آن، بر بالای بامها نیز به تعداد نفرات خانه، جام آتشی برمیافروزند. در سرزمینهای اَران و قفقاز، بمانند استانهای آذربایجان، در هر چهار چارشنبه اسفندماه این مراسم را تكرار میكنند. اما در آسیای میانه، تاجیكستان، تركمنستان و ازبكستان، این آیین كاملاً فراموش شده است و برگزار نمیشود. اما در بخشهایی از قرغیزستان با تفاوتهایی همچنان پایدار مانده است. این مراسم در قرغیزستان در غروب نوروز برگزار شده و تنها شاخههای خشك درختی به نام «آرچا» سوزانده میشود.
در پایان به این نكته هم اشاره كنم كه آیینهای چهارشنبه سوری منحصر به آتشافروزی نیست؛ بلكه مراسم پیوسته دیگری همچون غذاهای دستهجمعی، سرودهای ویژه، قاشقزنی، فالگوش، بازیهای گروهی و نمایشهای سنتی هم دارد كه امروزه بجای آن به سوزاندن لاستیك و انفجارهای مهیب و تباهی گذرهای شهر میپردازند. شیوه امروزی این جشن در شهرهای بزرگ هیچ ارتباطی با چارشنبهسوری نداشته و تنها نام آنرا بر خود دارد
چارشنبه سوری در دو متن کهن
در هیچیک از متون باقیمانده پیش از اسلام اشارهای به جشن چهارشنبه سوری نشده است. در اوستا، کتیبههای عیلامی، هخامنشی، اشکانی و ساسانی و نیز در متون پهلوی و حتی در روایتهای مورخان یونانی در باره ایران نیز در باره جشن چارشنبهسوری سخنی گفته نشده است.
متون دوران پس از اسلام نیز در این باره تقریباّ ساکت بودهاند، حتی در آثار محقق دقیقی همچون ابوریحان بیرونی نیز در باره آن توضیحی داده نشده است. اما برخی اشارهها در تعدادی از متون کهن، نشاندهنده این است که گویا چارشنبهسوری نه تنها برگزار میشده، بلکه از آن به عنوان «عادت قدیم» نام برده میشده است.
نخستین و کهنترین کتابی که در آن به چنین آتشافروزی اشاره شده است، کتاب «تاریخ بخارا» نوشته ابوبکر محمد بن جعفر نَـرشَـخی (358- 286 ق) است. در این کتاب که به نام «مزارات بخارا» نیز شناخته میشود، واقعهای به شرح زیر از میانه سده چهارم و زمان «منصور بن نوح سامانی» نقل شده است:
" . . . و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هر چه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آنگاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون «شبِ سوری» چنانکه «عادت قدیم» است، آتشی عظیم افروختند. پارهای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت." (ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی، تاریخ (مزارات) بخارا، ترجمه ابونصر قبادی، به کوشش تقی مدرس رضوی، بنیاد فرهنگ ایران، 1351، ص 37). تأکیدها از این نگارنده است.
در این روایت هر چند به صراحت به زمان برگزاری جشن اشاره نشده است، اما عبارت «هنوز سال تمام نشده بود» و نیز «شب سوری» گویا اشاره به مراسم چارشنبهسوری دارد که شاید در آن زمان، انجام مراسم در شب چارشنبه، تثبیت نشده بوده است.
دومین متن کهن که اشارهای هر چند غیر مستقیم به جشن چارشنبهسوری دارد، شاهنامه فردوسی است. در داستان بهرام چوبینه با «پَـرموده» پسر ساوهشاه آمده است که هنگامی که هر دو سپاه آماده رزم بودند، ستارهبینی بهرام را پند میدهد که:
ستارهشمر گفت بهرام را
که در «چارشنبه» مزن کام را
اگر زین بپیچی گزند آیدت
همه کار ناسودمند آیدت
یکی باغ بُـد در میان سپاه
از این روی و زان روی بُـد رزمگاه
بشد «چارشنبه» هم از بامداد
بدان باغ که امروز باشیم شاد
ببردند پر مایه گستردنی
می و رود و رامشگر و خوردنی
. . .
ز جیحون همی آتش افروختند
زمین و هوا را همی سوختند
(شاهنامه فردوسی، تصحیح رستم علییف، انستیتوی خاورشناسی آکادمی علوم اتحاد شوروی، جلد هشتم، مسکو، 1970، ص 377 تا 379؛ بیت آخر به نقل از نسخه دستنویس موزه بریتانیا. نسخه منتشر شده از تصحیح استاد جلال خالقی مطلق هنوز به این بخش نرسیده است).
در باره این سرودههای شاهنامه ذکر چند نکته ضروری است. نخست اینکه بر مبنای واژهنامه فریتس وُلف، در سراسر شاهنامه به جز یکشنبه و چارشنبه، روز دیگری از هفته نام برده نشده است و تنها باری که از چارشنبه یاد شده، در همین داستان و همین جشنی است که در زمان بهرام چوبین انجام شده و این کهنترین یادکرد جشن چارشنبه در متون است. هر چند که زمان سرایش شاهنامه چند دهه پس از تاریخ بخارا بوده است، اما موضوع داستان به صدها سال پیش از آن باز میگردد.
دوم اینکه آوردن نام چارشنبه در داستان بهرام چوبین خود دلیل دیگری است که روزهای هفته در ایران باستان وجود داشته است. و سوم اینکه برخلاف اعتقاد عربان که روز چارشنبه را نحس و بدیُمن میپنداشتند و این اعتقاد در آثار جاحظ و حتی منوچهری دامغانی نیز راه یافته است، اما ایرانیان نه تنها این روز، بلکه هیچ روز و زمان دیگری را نحس نمیپنداشتند و بخصوص چارشنبه را گاهِ کام و جشن دانستهاند

